هو النور
سلام چه حال و خبر؟ هنوز کسی در دنیای زرد ما هست؟ یا شما هم مثل من مدتهاست رفتید؟ 😄
چیشد که برگشتم؟ حالا که مینویسم نشستم توی بخش آموزش محل کارورزیم، منتظر اینکه نامهی پایان دورم رو بزنن برای دانشگاه، شما بخونید در حال پیگیری کارهای اداریم. به انتظار که نشسته بودم یاد ترم یک و اولین بدو بدوهای اداریم افتادم😂؛ اون روزها که تازه این صفحه رو زده بودم و ذوق نوشتن داخلش رو داشتم.
رفتم پستی که اون روزها نوشتم رو خوندم، جوجهی ترم یکی 😂🐣 چقدر زود گذشت... سختی داشت، غم داشت، شادی داشت اما گذشت الحمد الله.
امروز ابعاد پاس کاریهای اداریم گستردهتر از همیشه بود. اول اومدم محل کارورزیم نامه گرفتم، بعد رفتم دانشگاه بخش آموزش (شما بخونید این سر دانشگاه)، بعد رفتم بخش اداری (شما بخونید اون سر دانشگاه)، بعد گفتن نامت کو؟ منم اینطوری بودم که نامه؟ کدوم نامه؟ 😶 کاشف به عمل اومد که باید از محل کارورزیم یک نامه هم میزدن به دانشگاه که من ازش بی اطلاع بودم و فقط برگهی مهر و امضا شدهی گزارشم رو که بهم گفته بودن آوردم. هیچی دیگه دوباره اومدیم اون سر شهر به سمت محل کارورزیم.
اون اوایل از این اتاق به اون اتاق پاسم میدادن، بعد شد از این دانشکده به اون دانشکده، حالا از این سر شهر به اون سر شهر، فکر کنم مراحل بعدی پاس کاری شدنهای اداریم در ابعاد از این شهر به اون شهر و از این کشور به اون کشور باشه، خدا رو چه دیدید شاید چند وقت دیگه بهم بگن برای این کارتون باید برید مریخ نامه بگیرید بعد بیاید زمین تحویل ما بدید 😂
القصه که ان شاءالله خیره 💛
پ.ن: یک امضا از نامهی کاورزیم هنوز مونده بود که گفتن مسئولش رفته، یا منتظر بشم تا بیاد یا برم فردا بیام. فعلا برگشتم تا ببینیم فردا چی میشه. فردا انتخاب واحده و من هنوز نمره ندارم. خیره ان شاءالله
شما چه خبر؟ چه میکنید این روزها؟ کتاب چی میخونید این روزها؟
